خوشحـــال خـــان ختـــک (۱۶۱۳- ۱۶۸۹) آغـــازگـــر ادبیـــات مـــلی شـــعری (پشـــتو)

در پیش یا بعد نام سرشناسان خِرَدورز ایرانی عبارت حکیم بسیار دیده میشود. بنابراین زبان گفتار پایتخت هخامنشی که صورت بسیار ساده شده ای از زبان ادبی و کهن کتیبه های هخامنشی بود، پانصد سال پس از آن به نام زبان دری، همگام با پایگیری قدرت سیاسی ساسانیان، در بسیاری از نقاط ایران به عنوان زبان تفاهم میان تیره های ایرانی رواج گرفت. میرمحمد یوسف خان بن میرامام از اعیان بدخشان بود، در دکن ملازمت مبارزخان والی حیدرآباد اختیار نمود و در هنگامهء مبارزات مبارزخان با نواب آصف جاه که در سنهء 1237 ه .

حاج محمدتقی موطنش به شیراز بود و در آنجا به تحصیل پرداخت و زمانی با میرزاهادی معاشر بود و پس از عزل وی به اصفهان آمد و بخدمت میرزا علی رضا شیخ الاسلام درآمد و بتحریر مراسلات و مکاتبات پرداخت و شعر میسرود و بسمل تخلص میکرد و در سرودن قطعه استاد بود. حاج محمدتقی پسر حاج مؤمن دامغانی پدرش به تحصیل علم فقه پرداخت و مردی صالح بود و سه حج گزارد در بازگشت به شیراز فوت شد. گفت بسم الله و اندر شد ناگاهان.منوچهری.

بسم الله، بسم الله؛ هنگام عبور از محلی تاریک و پست و بلند که گذشتن از آن مشکل باشد گویند. به شمشیر کشته شده را نیز گویند. او به زبانهای فرانسه، انگلیسی، عربی و آلمانی تسلط کامل داشت و زبانهای پهلوی اوستایی و فارسی باستان و بعضی لهجههای محلی را به خوبی میدانست؛ در طول عمرش حدود ۲۳ جلد کتاب تألیف و منتشر کرد. پانزده مثقال است چه یک من تبریز شش صد مثقال و هر مثقالی شش دانگ، و بعضی گویند ستیر شش درهم و نیم باشد. نیم کشته را گویند. این جمله در اثر کثرت موارد استعمال مذهبی آن، بصورت یک کلمهء مرکب درآمده و در کتب مذهبی آن را بکلمهء «بسمله» تعبیر کرده اند همچنانکه جملهء «لاحول ولاقوة الا باللّه» را کلمهء «حوقله» خوانند، و جملهء «الحمدلله رب العالمین» را «حَمد لَه» گویند.

1) – در فارسی کلمه «الله» آن بصورت مخفف نیز در شعر آمده است. بصورت صنعتی برای خودنویس ها و مصارف دیگر ساخته میشوند برای خوشنویسی مناسب نیستند.امروزه مرکب خوشنویسی به دو صورت جامد و مایع در بازار موجود است برای ساخت مرکب روشهای گوناگونی وجود دارد ولی متداول ترین آن که در بین خطاطان رایج است بدین صورت است که ابتدا مقداری دوده (برای رنگ سیاه و انواع کیاهان برای رنگهای دیگر ) رادر آب جوشیده سرد حل کرده و داخل آن زاج سفید ریخته و سپس آنرا با شعله کم میجوشانند؛ سپس آنرا آرام آرام خنک میکنند .

مشکلاتی از این دست عین آب خوردن حل می شوند اگر شما هم نرم افزار فرهنگ لغت تک تاز را داشته باشید. اما تصمیم فرهنگستان بدست ماشین نویس اداره مزبور، بدلایل نامعلوم، بهم خورد و لغت بشكل « ترا – بَری » تایپ و به همگان ابلاغ شد، وفرهنگستان هم حوصله پیگیری نداشت. جالبه بدونید با این زحمتی که دوست خوبمون کشیدن، سرعت پیدا کردن لغت در این دو کتاب، از نصف هم کمتر شد! تنافر گاه در یک کلمه بود و گاه بخاطر پشت سر یکدیگر آمدن دو یا چند کلمه .

این کلمه را گاهی بر روی سکه ها نقر میکردند از آن جمله حجاج آن را بر روی درهم بغلیه نقر کرد. رسالهء قابل ارزش دربارهء کارنامه ها و زندگی فرهنگی خوشحالخان را ع. Phrasal Verb را می توان گیج کننده ترین قسمت زبان نامید که اصولا دو قسمتی می باشند و معنای ظاهری آن ها با باطن آن ها بسیار متفاوت است. E – علاوءالدین جهانسوز غوری ، پادشاه غور (544- 556) که به انتقام کشته شدن دو برادرش بدست بهرام شاه غزنوی به غزنه شتافت . چون خواهیم خون ریختن باری بدست آور دلم.

شناخت دقیق او از کلاسیکهای زبان فارسی چون فردوسی، سعدی، حافظ، انوری و غیره و همچنان نبشته های او به عربی دربارهء مسایل مذهبی وفقه گواه این مطلب اند. جمله ای است مذهبی که در آغاز کارها برای دور کردن دیوان و شیاطین، برای تیمن و تبرک و برای اجرای مراسم مذهبی بکار برند. این نمونه ای از ضرب المثل بود. بسم الله، هان ای آزادمردان حمله برید. بسم الله اگر حریف مایی.نظامی. به اسم الله آغاز میکنم. مذبوح و به معنی ذبح کردن نیز آمده چرا که بوقت ذبح کردن بسم الله میگویند.

این به لاحول و آن به بسم الله.نظامی. برخی، با واژه­ی پارسی واکنش منفی نشان می­دهند که از بی­خبری از این ریشه­ها ناشی می­شود. ضمنا ریشه و پسوند کلمه را هم به صورت جدا برای شما مشخص کرده و نشان می دهد. بنوشتی.سعدي. آبی بروزنامهء اعمال ما نشان باشد توان سترد حروف گناه از او.حافظ ||. چو مار و مورچه بسیار و ما نه بسیاریم. زبان باید عامل وحدت بین مردم ما و ایرا باشد نه مایه اختلاف. همچنین شما می توانید مطمئن شود که هر گونه اشتباه در فرهنگ لغت تعمیر سریع ، بنابراین شما می توانید بر روی داده های ما تکیه می کنند.

میتونید برای اصلاح معانی به فرهنگ لغت فارسی کوردی استاد هژار مراجعه کنید. اولین «فرهنگ لغت هومری» شناخته شده توسط «آپولونیوس سوفیست« در قرن یکم میلادی تدوین شد. زبان دری در فارس بنام فارسی و يابرطبق تلفظ در زبان پشتو به پارسی شهرت يافت ولی نويسندگان و شعرای بزرگ آن خطهً ادب پرور آثار شانرا از ادب دری دانسته اند. به دلیل این گسترش زبان فارسی است که رستم لارجانی حدود سال ۴۰۰هجری برای فرمانروایان همدان شاهنامه میسراید و در زمان فرمانروایی خاندان کاکویه در اصفهان، ابن سینا دانشنامه ی علایی را به زبان فارسی تالیف میکند و کمی بعد فخرالدین اسعد گرگانی ویس و رامین را میسراید.

او را به این اعتبار بدین نام خوانده اند. مرد دعا کرد و تیر دعای او به هدف اجابت رسید. ق. برتاخت مبارزان خان والاشان بمصاف رسید و در عین کشش و کوشش در سوم محرم الحرام سنهء مذکور از سیف دستان مخالفین بسمل گردید. و یا شاعر هم زمان او، قطران تبریزی همۀ امیران آذربایجان و اران را به فارسی مدیحه میسراید و یا عنصرالمعالی در همان زمانها از گرگان به گنجه میرود و در آن جا با امیر ابوالاسوار شدادی به فارسی سخن میگوید.

دیدگاهتان را بنویسید