تلفیق هنر با طبیعت ☀️ کارناوال

یعنی ما باید علائم سرطان روده رو در بدنمون چک کنیم و پس از مشاهده علائم به پزشک مراجعه کنیم؟ من نمی­دونستم چجوری هویّتم رو حفظ کنم و لذا مجبور شدم با فنّاوری حفظش کنم. به گزارش ایلنا از یاسوج، مهدی روشنفکر در نشست با رضا انجم شعاع معاون وزیر نیرو اظهار داشت: سد تنگ سرخ آذرماه سال 90 با حضور جمعی از مسئولان کشوری و استانی کلنگ زنی شد ولی بعد از گذشت بیش از هشت سال روند اجرایی پروژه لاک پشتی بوده و فقط برای کشاورزان منطقه دلواپسی و نگرانی ایجاد کردهاند. اهمیت تشخیص کولیت روده به دلیل دشواریهایی است که این بیماری برای فرد ایجاد میکند.

ویا اول دچار اضطراب شدید و بعد به کولیت عصبی دچار شدهاید؟ ازآنجاییکه داروهای شیمیدرمانی، مغز استخوان را به شدت تحت تأثیر قرارمیدهد، ممکن است کم خونی (بهصورت کاهش انرژی انجام کارها، کاهش پلاکتهای خونی(بهصورت خونریزی) و کاهش گلبولهای سفید (بهصورت افزایش استعداد ابتلا به عفونتها) ایجادشود. این شهر عرصه مردانگی و نبردهای دلاورانه سپیتمان، دیوشتیچ یا دیواشتیچ و مقنع و میدان دفاع ایشان از خلق و مرز کهن بنیاد اجدادی از دشمنان غاصب بوده است. وقتی در خواب خودتان را در وسط دریاچه می بینید، این خواب نشان می دهد که باید سریعتر تصمیم بگیرید.

اگر دوست دارید در استرالیا گشت و گذار کنید، حتماً باید سری هم به دریاچه هیلیر (Hillier) بزنید. ولی اگر نتیجه بررسی سلولها، مدفوع مایع یا جامد باشد شرایط دفع فرق میکند. حسب حال است؛ زیرا نویسنده به شرح و احوال زندگی خود میپردازد و گزارشی از خاطرات دوران کودکی خود را بیان میکند. من هشتاد سال پیش، نیم قرن پیش از آمدنم به این جهان، خود را در او احساس میکنم؛ در نگاه او نشانی از من بوده است… بعد از حکیم اسرار، همۀ چشمها به او بود که حوزۀ حکمت را او گرم و چراغ علم و فلسفه و کلام را او که جانشین شایستۀ وی بود، روشن نگاه دارد؛ امّا در آستانۀ میوه دادن درختی که جوانی را به پایش ریخته بود و در آن هنگام که بهار حیات علمی و اجتماعی اش فرا رسیده بود، ناگهان منقلب شد.

◙ وی جدّ پدر من بود. و امّا جدّ من، او نیز بر شیوۀ پدر رفت. رودکی شش مثنوی با ابیات فراوان نگاشته است ، گفته می شود او یک میلیون و سیصد هزار بیت شعر سروده اما متاسفانه تا به امروز بسیاری از آن ها از بین رفته اند و تنها هزار و چهل و هفت بیت از ابیاتش باقی مانده است، اغلب شعر هایش به سبک خراسانی نوشته شده اند و شعر بوی جوی مولیانش بسیار مشهور است و تعداد زیادی از تاجیکستانی ها این شعر را به حافظه شان سپرده اند. ◙ نیمه شب آرام تابستان بود و من هنوز کودکی هفت هشت ساله.

لحظۀ عزیز و شورانگیزی بود؛ لحظهای که هر سال از نخستین دم بهار، بی صبرانه چشم به راهش بودیم و آن سالها، هر سال انتظار پایان میگرفت و تابستان وصال، درست به هنگام، همچون همه ساله، امیدبخش و گرم و مهربان و نوازشگر میآمد و ما را از غربت زندان شهر به میهن آزاد و دامن گسترمان، کویر میبُرد؛ نه، بازمیگرداند. قلمرو زبانی: نشئه: حالت سرخوشی، کیفوری، سرمستی / قدس: پاکی، صفا، قداست / ماورا: فراسو، غیرمادی / برکردن: بلند کردن / سرد و بی روح: بدون معنویت / سموم: باد بسیار گرم و زیان رساننده / پژمردن: پلاسیدن (بن ماضی: پژمرد، بن مضارع: پژمر)/ عقل بی درد و بی دل پژمرد: استعاره / اهورایی: خدایی، ایزدی، منسوب به اهورا / آلود: آلوده شد (بن ماضی: آلود، بن مضارع: آلای) / اسرا: در شب سیر کردن؛ هفتمین سوره قرآن / قلمرو ادبی: همه چشم در زمین: کنایه از توجهها به مادیات است / زمین: استعاره از مادیات / دیدارها: مجاز از نگاه / خاک: نماد مادیت و دنیا / …

قلمرو زبانی: اوایل: جمع اوّل / قلمرو ادبی: پامان به ده باز بود: کنایه از رفت و آمد داشتیم / دست و پاگیر نشده بودیم: کنایه از گرفتار نشده بودیم. ◙ آن اوایل سالهای کودکی، هنوز پیوند ما با زادگاه روستایی مان برقرار بود و بر خلاف حال، پامان به ده باز بود و در شهر، دست و پاگیر نشده بودیم و هر سال تابستانها را به اصل خود، مزینان برمیگشتیم و به تعبیر امروزمان «میرفتیم». قلمرو زبانی: نظاره: نگاه، تماشا کردن، نگریستن / معلقّ: آویزان / تلألؤ: درخشش / قندیل: چراغ یا چهلچراغی که میآویزند / شکفتن: باز شدن (بن ماضی: شکفت، بن مضارع: شکف)/ پروین: چند ستاره درخشان / ابدیتّ: جاودانگی، پایندگی، بی کرانگی / قلمرو ادبی: گرم …

قلمرو زبانی: ماوراء الطّبیعه: آنچه فراتر از عالم طبیعت و ماده باشد؛ مانند خداوند، روح و مانند آنها / خواندن: فراخواندن، دعوت کردن / برخاسته اند: برانگیخته شده اند، بلند شده اند(بن ماضی: برخاست، بن مضارع: برخیز) / قلمرو ادبی: فلسفه از آن ..: مجاز از فلسفه دانان / مذهب بدان … که آن عالم پُرشگفتی و راز، سرایی سرد و بی روح شد، ساختۀ چند عنصر! محیط پارک بسیار سرسبز و دیدنی است و در فصول مختلف با گل های مناسب فصل و گیاهان رنگارنگ میزبان گردشگران داخلی و خارجی می باشد، البته دوشنبه زمستان های سردی دارد و اغلب پارک رودکی در زمستان پوشیده از برف است، اما درختان قدیمی و فضای زیبای پارک به روح انسان طراوت می بخشد.

قلمرو زبانی: مهتاب: نور ماه / تاب: تحمل، نور، تابش / نالههای گریه آلود آن روح دردمند و تنها: منظور حضرت علی / شیعۀ گمنام و غریب: منظور شریعتی / قلمرو ادبی: آسمان کویر، این نخلستان خاموش و پرمهتابی: تشبیه، متناقض نما / خاموش: ایهام، ۱- ساکت ۲- بی نور / مشت خونین و بی تاب قلبم: اضافه تشبیهی / بی تاب: ایهام، نا آرام، بی نور / بارانهای غیبی سکوتش: اضافه تشبیهی / همچون این شیعۀ گمنام: تشبیه / مدینۀ پلید: کوفه، مجاز از مردم مدینه / قلب آن کویر بی فریاد: جانبخشی / حلقوم چاه: اضافه استعاری یا اضافه تشبیهی / تلمیح به داستان حضرت علی که در کنار چاه میگریست.

قلمرو زبانی: من هنوز … قلمرو زبانی: نمایان: آشکار / بگذارد: بگذراند / اسرار: رازها، (شبه همآوا: اصرار: پافشاری) / حکما: ج حکیم / حیات: زندگی (همآوا: حیاط: محوطه باز خانه) / آستانه: آغاز، آستان / میوه دادن: کنایه از به بار نشستن / منقلب شد: دگرگون شد / گیرودار: بحبوحه / قلمرو ادبی: چشمها به او بود: کنایه از توجه / چراغ علم: اضافه تشبیهی / حوزۀ گرم و چراغ .. روشن نگاه دارد: کنایه از رونق دادن / درختی که جوانی را به پایش ریخته بود: استعاره پنهان، جوانی همچون آب و کودی است که …

بر لب دارد: جانبخشی / بر لب داشتن: کنایه از به زبان آوردن / زبان گویای … مجاز از مذهبیان /«در کویر خدا حضور دارد»: کنایه از اینکه در کویر معنویت هست / آواز پر جبریل: اشاره به کتابی از آن سهروردی به همین نام / غرفۀ بلند آسمان: اضافه تشبیهی / درختش، غارش،… «در کویر خدا حضور دارد» این شهادت را یک نویسندۀ اهل رومانی داده است که برای شناختن محمّد و دیدن صحرایی که آواز پرِ جبرییل همواره در زیر غرفۀ بلند آسمانش به گوش میرسد و حتّی درختش، غارش، کوهش، هر صخرۀ سنگش و سنگریزه اش آیات وحی را بر لب دارد و زبان گویای خدا میشود، به صحرای عربستان آمده است و عطر الهام را در فضای اسرارآمیز آن استشمام کرده است.

چه فاجعهای است در آن لحظه که یک مرد میگرید! 20- اگر زنی در خواب ببیند که در دریاچه کثیف شنا میکند تعبیرش این است که کارهایی که انجام میدهد بیهوده است و بیهوده تلاش میکند. چون واقعاً آن زمان که رودکی در منطقة فارس شعر میگفت، لهجة درون منطقه با لهجة فارسی یکی نبود و مثلاً اگر در اصفهان به لهجة خود سخن میگفتن ما امروز نمیتوانستیم حرف آنها را بفهمیم. برخی از صفتها، صفتهای همراه خود را بیشتر معرّفی میکنند و درباره ویژگیهای آنها توضیح میدهند؛ این صفت با صفت همراه خود، یک جا وابسته هسته میشود.

به گزارش گروه اقتصادی باشگاه خبرنگاران جوان، محمد حاجرسولیها در آئین کلنگزنی و اجرای شبکه آبیاری پایاب سد گیوی در شهرستان کوثر (استان اردبیل) به شاخصهای توسعهای در بخش آب کشور اشاره کرد و گفت: قبل از انقلاب در سطح کشور ۱۹ سد بیشتر نداشتیم و این سدها عموماً در مکانهایی اجرا شده بود که سختی و شرایط پروژههای اجرا شده در بعد از انقلاب را نداشت. ببینید همیشه ایران به مساله «ارس» اینطور نگاه کرده که ما هستیم و دولت آذربایجان و دولت ارمنستان و پروتکلی نیز وجود دارد که از زمان روسها که گفته نصف آب مال ما، نصف آب مال شما!

دیدگاهتان را بنویسید