بررسی شهر کرج و تاریخچه این شهر

ایستگاه قطار تبریز تا حدودی خارج از مرکز شهر است. پروازهای مستقیم تبریز از باکو (1 پرواز در هفته) به تازگی در یکشنبه و سشنبه آغاز شده است که توسط کیش ایر انجام می شود. در مرحله سوم به برقراری مالیاتهای جدید مستقیم و در صورت ضرورت مالیاتهای غیرمستقیم بپردازد باتوجه به رعایت اصول حق و عدالت و مراعات حال طبقه فقیر و خرده پا و تصریح اینکه اضافه مالیاتهای وصولی در اثر قانون جدید مالیاتهای بعدی نخواهد شد بلکه پس از حصول گشایش در وضع مالی دولت دوباره بماخذ اولیه تقلیل خواهد گردید و با توجه باین نکته که مامورین مالیاتی ببهانه اجرای این تصمیم طبقه عاجز و ناتوان را مورد حمله و تعرض قرار ندهند و موجبات نارضایتی مردم را فراهم سازند.

نسبت باجرای بعضی ازمواد برنامه دولت تذکراتی دارم که ناگزیرم ولو بنحو اختصار بعرض برسانم: فقره دوم برنامه (اصلاح امور مالی تبدیل بودجهاست بوسیله تقلیل در مخارج و برقراری مالیاتهای مستقیم و در صورت لزوم مالیاتهای غیرمستقیم) همه میدانیم که شانههای ناتوان طبقه سوم و خرده پای مملکت بمنتهی درجه امکان زیر بار تحمیلات کمرشکن و عوارض گوناگون و مالیاتهای گزاف و طاقت فرسا اعم از مستقیم و غیرمستقیم فرسوده گشتهاست. با پیراهن و زیر شلواری باطاق شخصی خودش رفت.

یعنى در جریان عمومى و عادى موفقیت میرود یعنى اگر در یک مملکت یک جریان عادى موفقیت وجود داشت آدم معمولى از آن طرف میرود آدم معمولى جریان غیر عادى را نمیرود ما حق نداریم که منتظر باشیم تمام کارمندان ایران فرشته باشند ما حق نداریم منتظر باشیم که همه حاضر باشند زندگى سخت و پر مشقت کارمندان درست را تحمل بکنند از این جهت ما باید عادلانه قضاوت بکنیم در یک مملکتى که پارتىبازى به جایى رسیده است که هیچ فردى درستى نمیداند فردا چه به حالش مىآید در یک مملکتى که هر کس در جهت نفع مردم عمل کرد تو سریاش را خورد در مملکتى که آنهایى که در مرکزند همه وقتشان را در خیابانها عیاشى میکنند و تمام وقت روزشان را صرف کارهاى دیگر میکنند و یک عده دیگرى چون پارتى ندارند در بیابانها به سر میبرند قضاوت نسبت به کارمندان کار مشکلى است اول باید این تبعیضات از بین برده شود اول باید این امنیتى که ما اسمش را میبریم و همیشه ازش صحبت میکنیم براى کارمندان موجود باشد باید کارمند بداند که اگر در راه حق رفت ناراحت نخواهد شد همه فریاد میکنند که چرا قاضىهاى دادگسترى تصمیم نمىگیرند چرا دادگسترى این طور است آقا من راجع به این حرفى ندارم آن قاضى که فاسد است تکلیفش روشن است این وضع در همه ادارات هست ولى آن بیچاره درست چه کند؟

این حکایت از عدم حمایت قانون مىکند این حکایت مىکند که حمایت کودکان آن طورى که باید و شاید به صورت قانون در نیامده و در ذهن مردم جلو نرفته است (محمدحسین قشقایى – یک تعارفى بیش نیست) من میدانم تعارف است یقین دارم تعارف است ولى وجود این تعارف حاکى از یک روحیهای است آن روحیه این است که خیال میکند که این فرزندش مثل یک لباس است یا یک صد دینارى توى جیبش است و یا جنسى است این روحیه خطرناک است (خسرو قشقایى – اینجا مملکت تعارف است) بنده میدانم که تعارفى بیش نیست خدا را شکر که تعارفى بیش نیست بلى اجراى این سیاست قسمتهاى مادى دارد که یک قسمتش مربوط به اصلاحات اقتصادى است که بنده الان چون به طور صریح در برنامه ذکر نشده در اطرافش صحبت نمیکنم و میگذارم براى بعد ولى قسمتى به اسم تشکیلات مملکتى است که براى نیرومند ساختن ایران لازم است هر چه زودتر در تشکیلات مملکتى تجدید نظر بشود این دستگاهى که ما به اسم ادارهکننده مملکت داریم علاوه بر فسادهایى که بهش نسبت میدهند بسیار ضعیف است دستگاهى است که نمیتواند تصمیم بگیرد و نمىتواند عمل بکند و باید به این وضعیت خاتمه داد بنده با وجود این که منطقاً میبایستى قسمتهاى لشکرى را از قسمتهاى کشورى جدا نکرد براى این که هر دو مشمول یک موقعیت و یک وضعیت هستند ولى اجازه میخواهم این قسمت را که تا اندازهاى عرف است میگویند لشکرى و کشورى است تا اندازهاى در بعضى قسمتها از هم جدا کنم و اول به بحث در اطراف ارتش بپردازم قبل از این که مطالب خودم را عرض بکنم میخواستم یادآور شوم که کارییر من، زندگى من، یک زندگى ارتشى است بنده جزو محصلین ارتشى به اروپا رفتم همیشه با پول ارتش در آنجا تحصیل کردم مدارس عالى که دیدم مدارس نظامى و ارتشى است و پنج سال در ایران در خدمت ارتش بودم و از آن جهت آنهایى که هر کس مىآید از ارتش صحبت بکند فورى تکفیرش میکنند با من اسلحه تکفیر را به کار نبرند براى این که من هر چه در ارتش میگذرد و هر چه سر ارتش وارد مىآید در قلب خودم احساس میکنم و مخصوصاً چون با افسران زیادى آشنایى و دوستى دارم به احساسات آنها واقف هستم و وقایعى که رخ میدهد میدانم چه اثرى در قلب آنها دارد تنقید در هر کارى لازم است آن که تنقید نمیکند و عیبجویى نمیکند اگر دشمن نباشد لااقل مطمئنیم که دوست نیست چون اوست که عیب را دید باید بگوید بنده میخواهم در اینجا معایبى که تا حالا در ارتش ایران دیدهام به عرض برسانم و اصلاحاتش را تقاضاکنم.

ماچون باتوده مردم تماس داشتیم چون بفقر و بدبختی آنان بمحرومیت غیرقابل تصورآنان وباراده احساسات و تصمیم آنان واقف بودیم باتکیه باین نیروی لایزال ملت و ایمان بضرورت تحول غیرقابل اجتناب یک جنگ حیاتی ومماتی رادربرابرآنهاییکه عقربه زمان رامیخواستند بعقب برگرداننداعلام داشتیم. آقایان محترم – ایجادکنندگان این حالت طغیان وعصیان، ماجراجویان نیستندآنطوریکه دربعضی ازگزارشهاهم مینویسندافرادحزب زحمتکشان هم ایجادکننده این روح عصیان وطغیان هستندحزب زحمتکشان خودمولودوتجسم ملی این حالت طغیان وعصیان است ماتنظیم کننده این جریان ونهضت بزرگ زحمتکشان هستیم ماسعی وکوشش میکنیم که این نیروی غیرمنظم شکل اجتماعی بخود بگیردودریک مجرای منطقی که برای هدفهای ملی مفیدباشدسیرکندماسعی وکوشش میکنیم که مسیرحوادث ووقایع تاریخی رادرراهی که بهدف ملت ایران میرساندسیردهیم ونگذاریم که دشمنان ملت ایران ازاین جریانهاسوء استفاده کننددهقانان که بزرگترین وفقیرترین طبقات زحمتکش ملت ایران راتشکیل میدهندباهمان وسایل وابزارقرون وسطایی کارمیکنندولی درعوض باواحدمقیاس قرن بیستم موردبهره برداری قرارمی گیرند.

در دنیای متمدن درقرون هیجدهم ونوزدهم اصلاحات ارضی وکشاورزی بوجودآمده وروابط کشاورزی مطابق اصول نوین جانشین اصول قرون وسطایی گشته وبمفاد ( (الزرع للزارع)) کشت متعلق بکشت کارشدهاست. در کشورهای بالکان بین دو جنگ اخیرجهانی رفرم ارضی بوجودآمد و دهقانان بدبخت و فقیر صاحب زمین یا لااقل صاحب قسمتی از دسترنج خود گردیدند. اگر حقیقت را بگوییم از بس در مجلس حرف زده شده انسان از حرف زدن در برابر ملت شرم دارد ولی چه باید کرد وظیفه نماینده با حرف زدن شروع میشود با نظارت و تذکر و ایقاظ ادامه مییابد بالاخره با استیضاح و اسقاط دولتهای ناصالح و یا پشتیانی و تقویت دولتهای خدمتگذار و وظیفهشناس پایان میپذیرد.

قناتآبادی – بنده خواستم باطلاع آقایان نمایندگان برسانم که در اثر کشتار دسته جمعی که در روز سی ام تیر در تهران و سایر شهرستانهای ما اتفاق افتاد یکعدهایی همانروز شربت شهادت نوشیدند و یک عده دیگر هم در روزهای بعد آنها که زخمی بودند تیر خورده بودند سرنیزه خورده بودند مرتب بفیض شهادت نایل میشوند میخواستم تذکری اینجا بحضور آقایان نمایندگان محترم بدهم همان طوری که مجلس شهدای روزسی ام تیررا شهدای ملی تشخیص داد و طرحی در مجلس تصویب فرمود این آقایانی هم که در آن روز گلوله خورده بودند و بعد فوت کردند اینهاهم به آنها اضافه بشوند (صحیح است آقا این بدیهی است) چنانکه امروز یکی از هم مسلکهای مجاهد و فداکار ما که گلوله بمغز او اصابت کرده بود بفیض شهادت نایل شد و در مزار شهداء دفن شد یک نکتهایی هم میخواهم اینجا تذکربدهم و آن این است که بعضی دستجات در تهران اعلام کردند که ما در اینجا کشته دادیم مقصود از این دستجات دستجات چپی بود اینها در این دو سه روزکه در سرتاسر ایران ملت قیام کرده بود در همین دو سه روز هم از اخلال و آشوب دست برنداشتند (صحیح است) در روزهایی که ملت قیام کرده بودند اینها در عقب صف مردم میایستادند و بطرف سربازها سنگ پرتاب میکردند بطرف مامورین انتظامی سنگ پرتاب میکردند ولی وقتی صحبت گلوله و سرنیزه بود فرارمیکردند (صحیح است) اینکه اعلام کردهاند ما کشته دادیم این دروغ محض است هشت نفر طبق آماری که تاکنون رسیده از مجمع مسلمانان مجاهد شربت شهادت نوشیدهاند از حزب زحمتکشان ملت ایران هم چندین نفر از حزب ایران آمارش را نمیدانم (زیرکزاده – ۳نفر) چپیها دروغ میگویند اینها که عرض کردم در مملکت اسلام و ایران شربت شهادت نوشیدند (صحیح است) یک سوالی هم بوسیله مقام ریاست از آقای وزیر کشورشده که چون دو دقیقه وقت دارم اجازه میخواهم این سوال را بخوانم (مقام ریاست محترم مجلس شورای ملی.

و روی این گودالهای خباثت، ایمان از دست رفتهام رو پیریزی کنم؟ مدرس – در جلسه گذشته که برنامه دولت مطرح بود مصمم بودم بعنوان موافق عرایضی بکنم و با استفاده از موقع و حضور هیئت دولت بعضی مطالب لازم را در اطراف برنامه و مسائل روز بعرض نمایندگان محترم برسانم ولی متاسفانه مجال صحبت ببنده نرسیده لذا بواسطه از دست رفتن فرصت از قسمت عمده عرایضی که بایستی بکنم صرفنظر کردم و امروز فقط نظریات مختصری راجع باجرای برنامه دولت بعرض میرسانم و آنچه را که ملت خواستاراست با آنچه که دولت انجام آنرا تعهد نموده مقایسهای کرده و مورد بحث و تدقیق قرار میدهم.

کشاورز صدر ـ بنده با آن قسمت اخیر ماده که راجع است به واگذاری عرصه اعیانی به رعیت و زارع تصور میکنم که عموم آقایان هم موافق باشند ولی با اینکه اشخاصی که اعیانی در خالصه بوجود آوردهاند عرصهاش را هم به آنها بفروشند مخالف هستم به دو دلیل یکی اینکه این اشخاص نوعا کسانی هستند که از همان دسته مخصوص است که چند دقیقه پیش عرض کردم و بحث کردم و اوصافشان را ذکر کردم و دیگر حالا تکرار نمیکنم از این دسته هستند که اینها یا میشوند در شرق و غرب و شمال و جنوب مملکت هر جا فرصتی به دستشان میآید همه جور موسسهای احداث میکنند نمیدانم حاضرند نجاری باز کنند بنایی باز کنند کارخانه، هر چه میشود باغ درست کنند میوه بزنند همه کاری میکنند از اطراف و اکناف مملکت، الحمدالله جیبشان هم پر است استعدادش راهم دارند (اردلان ـ عیبش چیست؟) عیبش این است آقای اردلان که وقتی اینها رفتند در یک دمی نفوذ کردند.

پیشنهاد دیگری که لازم به تاکید درباره آن میدانم طرح ماده واحدهایی است که در جلسه گذشته از طرف عده زیادی از نمایندگان محترم تقدیم مجلس شد و عبارتست از طرحی مربوط بمصرف کردن بودجه وزارت بهداری در بین شهرستانها بنسبت جمعیت هر شهرستان. امیدوارم با قبول این طرح و با جدیت کفیل محترم وزارت بهداری که از جوانهای تحصیل کرده ما هستند سر و صورتی باین وضع داده شود. در قسمت فرهنگ نیز مطالب گفتنی زیاد دارم که باید بموقع خود گفته شود فعلا میخواهم عرض کنم که وزیر فرهنگ مسئولیت بزرگی در برابر خدا و مردم دارد، ارزش علم و معرفت امروز از بین رفته و سطح فرهنگ بی نهایت پایین آمده و اخلاق عمومی فاسد شدهاست محصل و معلم غالبا برای دانستن و عالم شدن تحصیل نمیکند بلکه هدف او بطورکلی بدست آوردن دانش نامه یا حربهای است که خود را در ردیف جیرهخواران دولت وارد سازد و بار سنگین طبقه محروم و مالیات بده را از دهاتی و خارکن و پیشهور سنگینتر نماید.

نایب رئیس – بعدا برای آقای وزیر کشورفرستاده میشود. نایب رئیس – اصلا این موضوع که این جامطرح بود وآقای وزیرفرهنگ طرح فرمودند موقعش نبودبرای اینکه پیشنهادی داده نشده که قبول بکنند یا رد بکنند حالا آقایان توجه بفرمایند پیشنهاد کفایت مذاکرات رسیده که قرائت میشود (بشرح زیرخوانده شد) این جانب پیشنهاد میکنم مذاکرات کافی باشد. اگر دولت نمیتواند باری از دوش این طبقه بردارد نباید بار دیگری بردوش طبقه ندار ملت بگذارد، دولت باید اصلاح امور مالی تبدیل بودجه را در درجه اول از راه خلاف مخارج غیرضروری زاید و تفننی و صرفه جویی که بناحق بمتنفذین کسان و توصیهشدگان آنان به عنواین مختلف داده میشود و تقلیل مخارج ادارات و سازمانهای دولتی بحداقل ممکن و جلوگیری از اسراف و تبذیر و حاتمبخشیها و دستبردها مگر بمنظور مردم داری و تامین آتیه و ترضیه دوستان و زمینهسازی برای آینده باکمال بی رحمی و بی شرمی به بیتالمال ملت میشود جبران نماید در درجه دوم بوصول مطالبات معوقه و اخذ مالیاتهای لازم از طبقه ثروتمند و متمول مملکت که غالبا از کلیه حقوق و مزایا استفاده میکند ولی خود را مکلف بوظیفهایی نمیداند مطابق قوانین و مقررات همت گمارد.

دکتر بقایی – آقایان نمایندگان محترم، ماکه مدعی نمایندگی ملت هستیم اگر آنچه رامردم میدیدندوحس میکردندما هم میدیدیم وحس میکردیم شایدمیتوانستیم ازفاجعه بزرگ تاریخی وملی سی ام تیرماه جلوگیری کنیم. آزمایشهای تاریخی نشان داده اندکه تانکهای شرمن وسرنیزه وحتی بمب اتمی نمیتوانندسدی درمقابل جریان تکاملی تاریخ ایجادکنند. اگر خدای ناکرده در جریان کار اعمال مسئولین امر برخلاف انتظارات ملت ایران باشد مسلما مورد بازخواست قرار خواهدگرفت، بنده و رفقایم بهیچوجه از حقوق موکلین خود و حقوق مردم محروم و زجر دیده ایران صرفنظر نخواهیم کرد.

اگر قوام و قوام هاعوض اینکه در کاخهای سربفلک کشیده خودباخواص خلوت کنند برضدعوام الناس توطئه بچینندباتوده مردم تماس داشتندمی فهمیدندکه دوره عصیان نسبت بملت سپری شده وروز اطاعت ازاوامرونواهی ملت فرارسیدهاست. حالابنده بمناسبت داشتن تماس با توده مردم بادهقانان اطراف تهران وتمام کشوربشماآقایان نمایندگان مجلس محض اطلاع عرض میکنم که وضع دهقانان غیرقابل تحمل است (صحیح است) من بوسیله حزب زحمتکشان ملت ایران بوسیله صدهاوهزارهاافراد فعال که شب و روز در خانه و مزرعه درقهوه خانه هاوباشگاههای حزبی درمیتینگها و سخنرانیها با دهقانها تماس دارندوازدردهاومحرومیتهای آنان باخبرند اطلاع حاصل کردهام واین اطلاع خودراپیش پیش ازوقوع حادثه ایی شبیه ۳۰تیرماه ویابدترازآن باستحضارمسئولین امروکلیه آنهاییکه برای ایران موجودیتی راقائل هستندمیرسانم که مابین دهقانان ایران یک حالت عصیان وطغیانی دارد بروزمیکندکه اعلامیه وابلاغیه وتانک وسرنیزه نخواهدتوانست جلوی آنراسدنمایدو اگر این نیروبدون نظم وترتیب اجتماعی بکاررودشایدبرای کشورخطرات بیشماری بارآورد.

البته بعد از وضع مصارف بتعهدات بینالمللی دولت از لحاظ امور بهداشتی و هزینه مبارزه با بیماریهای عمومی واگیردار و هزینه موسسات آزمایشی و مطالعاتی آقایان درباره لزوم این طرح همین کافی است گفته شود که امروز شهرستانهایی در کشور هستند، مثل شهرستان میانه، که حتی یک نفرطبیب دیپلمه و یک مثقال دارو از بودجه وزارت باین عرض و طول عملا سهمی نمیبرد. باید برنامه فرهنگ هرچه زودتروبنحوبهتری اصلاح شودوازاین وضع استعماری بیرون بیاید، برای هرنقطه از نقاط کشور بنا بمقتضیات واحتیاجات آن برنامه تنظیم گردد، درنواحی که استعدادکشاورزی دارددرس کشاورزی ودام پروری ودر شهرهای صنعتی درس حرفه وصنعت داده شودوهرحال بایدمحصلین راحداقل بزبان فارسی وصرف عربی و حفظ الصحه و کلیات طب و تاریخ و جغرافیای ایران آشناساخت ورویه ایی اتخاذنمودکه فارغ التحصیلهای مدارس برای ابنای نوع خود یار شاطر باشند نه بارخاطروالاپایان این راهی که ما در پیش گرفتهایم جز افلاس و ورشکستگی مادی و معنوی چیزی نخواهدبود.

درروسیه تزاری درنیمه دوم قرن ۱۹ بارها قوانینی برای تعیین رابطه کشاورزی واصلاح ارزی بوجودآمد و خانها و فئودالها با گرفتن پول از بانکهای کشاورزی در مقابل زمینهایی که بکشاورزان واگذارشده بود توانستند صنایع روسیه را ایجاد یا احیاء کنند و خود سود بیشتری ببرند. بسا فرزندان پیشهوران و بازرگانان ومالکین حرفه کسب و تجارت وکشاورزی را که تعقیب آن برای مملکت مفیدتراست ترک میکنندتاهم از بیتالمال استفاده نمایندوهم بابدست آوردن نفوذ بیشتری خودشان و کسان و بستگان خودشان را از پرداخت مالیات وانجام تعهدات تا سر حد امکان معاف سازندتعمیم این نوع فرهنگ بنظربنده تعمیم بدبختی است، پشت میزنشستن وکاری انجام ندادن بقدری دراین مملکت رواج پیدا کردهاست که حتی فارغ التحصیلهای کشاورزی، مدارس صنعتی هم عوض اشتغال بکار فلاحتی و صنعتی و آشنا ساختن دیگران باصول جدید علمی پشت میزی پیدا میکنند و رئیس کارگزینی یا مدیر دفترفلان اداره میشوند.

دیدگاهتان را بنویسید